السيد موسى الشبيري الزنجاني

5172

كتاب النكاح ( فارسى )

3 - چگونگى جمع ميان اين آيات و آيات هفتگانه پيشين : حال بايد بحث شود كه چگونه مىتوان ميان اين آيات كه ظهور در مشرك نبودن اهل كتاب دارد با آياتى كه در جلسه پيش اشاره كرديم كه دلالت بر مشرك بودن آنان دارد ، جمع كرد و آيا اصولًا اين دو دسته آيات قابل جمع است يا نه ؟ به نظر مىرسد كه دو گونه جمع در اينجا قابل تصور است : جمع اول : آن است كه بگوييم عطف مشركين به اهل كتاب از قبيل عطف عام به خاص است كه مشابه آن در قرآن هم وجود دارد ، از جمله در آيه 57 سوره مائده ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ ) عطف عام به خاص شده يعنى كفار ( بلااشكال كه شامل اهل كتاب هم مىشود ) به « الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ » عطف شده است . عطف عام به خاص در محاورات ما نيز متداول است و امر غريب و بدون سابقه‌اى نيست . جمع دوم : آن است كه گفته شود كه شرك به حسب اطلاقات قرآنى داراى مراتب مختلف است . مثلا در آيات قرآن گاه پيروى كردن از شيطان ، عبادت شيطان تعبير شده ، از جمله در آيه 60 سوره مباركه يس : « أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ . . . » ، مراد از عبادت شيطان ، كار شيطان‌پرستان نيست ، بلكه از مصاديق اين روايت است كه « مَنْ اصْغى الى ناطق فقد عَبَدَهُ ( در اين روايت ، اطاعت كردن از كسى به منزله عبادت كردن او دانسته شده است ) . بنابراين مراد از عبادت شيطان ، شرك در عبادت به معناى حقيقى خود نيست ، همچنان كه ، چه بسا بتوان از آيه 100 سوره نحل « 1 » نيز همين معنا را استفاده نمود . در احاديث نيز ( از جمله در برخى روايات مربوط به ريا ) در موارد متعددى بر مصاديق فسق و گناه ، تعبير شرك اطلاق شده است . اطلاق مشرك بر اهل كتاب را هم مىتوان از اين قبيل دانست و آن را بسان

--> ( 1 ) - « إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِينَ هُمْ بِهِ مُشْرِكُونَ »